ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1375
سفرنامه شاردن ( فارسى )
خطر نيست ، واقع است . در گوشهء جنوبى ، اين آبادى مسجد كوچك چهار گوشهايست كه پيرامون آن را باغهايى فراگرفته ، و بنا به قول اهالى محلّ مقبرهء سلطان سعيد احمد برادر شاه اسماعيل صفوى در آن است . مقبره سه پا از سطح زمين ارتفاع دارد . رويش با مخمل سبزرنگى پوشيده و كف آن با قاليهاى خوب فرش شده است . بر گيلويى آن اين مواعظ و سخنان حكمتآميز نقش شده است : دادگرى بر همگان ، خاصه بر پادشاهان و جاهمندان واجب است . احسان و نكوكارى بر كلّيهء افراد بتخصيص بر دارايان لازم و متحتّم مىباشد . بينوايان و فقيران بايد همواره شكيبا باشند . خوار شمردن دنيا خصلت و روش خردمندان است . پاكدامنى و پارسايى زيور زنان است ، و پاسدارى آن بر ايشان واجب مىباشد . بالاى در ورودى مسجد ايوانى است كه هر بامداد و شامگاه در آنجا به سلامتى شاه شيپور و طبل و طنبور مىنوازند . يازدهم براى پيمودن ده فرسنگ راه سيزده ساعت اسب راندم . فرسنگهاى ايرانى در بعضى راهها سنگين به حساب آمده ، و طولانى بودن اين راه به خاطر اين بود كه هم ناهموار و درشتناك بود و هم پست و بلندى بسيار داشت . به سخن ديگر راه از بلندى كوهى مرتفع كه بلندترين كوههاى حدّ فاصل بين اصفهان و شيراز است مىگذشت . اطراف اين ده پوشيده از درختانى بود كه از آنها چندان مصطكى مىتراويد كه جمع كردن آنها دشوار بود . مردم مخصوصا مصطكىها را با دقّت و ظرافت زياد جمع مىكنند . بعضى سالها محصول مصطكى از صد و پنجاه باتمان معادل هجده كنتال واحد وزن ما فرانسويان درمىگذرد . بلندى و ستبرى درختان صمغ ده ، همانند درختان گلابى است ، و برگ و چوبشان نظير چوب و برگ اين درخت مىباشد . اين كوه نيز به مناسبت مجاورت با ده او چون بدين نام موسوم است . گاهى نيز آن را بدين جهت كه امامزادهاى در يكى از ديههاى آن طرف كوه مدفون شده ، كوه امامزاده مىنامند . امامزاده مذكور در وسط مسجد بزرگى كه اطرافش خانههاى باغچه دارد مدفون است . اين امامزاده اسماعيل ، پسر امام جعفر است . مردم سخت مواظبند كه هيچ غير مسلمان اعم از مسيحى ، يهودى ، بىدين ، در مسجد پا نگذارد . با وجود منع شديد ، من در پناه لباس ايرانى كه بر تن داشتم ، و زبان فارسى كه به روانى